وبلاگ بهارنارنج

گرمای تابستانی سال1331 نوید بخش تولد صدای گرم و تازه ایی بود,چراکه در اولین روز تیرماه همین سال عطارمحله سبزمیدان بابل تولد عبدالرضاکیانی نژاد رو به خودش دید.کسیکه بعدها بخشی از تاریخچه و از افتخارات موسیقی پاپ این مرزوبوم نام گرفت.در این نوشتار نگاهی کوتاه بر زندگی هنرمندبرجسته موسیقی پاپ مرحوم مازیارخواهیم انداخت......

عبدالرضای نوجوان با توجه به صدا و فعالیتهای هنریش بین همسالانش به فرهاد معروف شده بود. او آنچنان زیبا ترانه "صدای بی صدا"ی فرهاد رو اجرا میکرد که مورد تحسین دوستانش قرار میگرفت. دوستانی که هریک بعدها عضوی از جامعه ی هنری ایران شدند:"حسین گلبابازاده" نقاش برجسته ساکن ایتالیا,"بیژن بیژنی" خوشنویس و خواننده",احمدنصرالهی" نقاش,"مهدی علیزاده" نقاش و..عبدالرضا به صدایش اطمینان داشت و با اعتماد به نفس مثال زدنی همواره به دوستانش متذکر میشد که: ((شک نکنید من یک روز خواننده ی معروفی میشوم)). او برخلاف سایر دوستان و همسالانش از خواندن خجالت نمیکشید و جرات خواندن وازهمه مهمتر زیبا خواندن را داشت.عبدالرضا در همه ی سالهای تحصیلش بعنوان منتخب دانش آموزان مازندران در مسابقات دانش آموزی رامسر و در بخش خوانندگی جاز شرکت میکرد و دراین مسابقات ضمن داوری داوران معتبری چون استاد محمدنوری حتی توانسته بود مقام نخست کشوری را بدست بیاورد.روزگار گذشت و حالا عبدالرضا به مرحله ایی از زندگی اش رسید که میتوانست تصمیم بگیرد و برای دستیابی به آمال و آرزوهایش  ترک دیار کند و در تهران ساکن شود.با وجود اینکه "بهمن" برادر بزرگتر عبدالرضا ساکن تهران بود اما دوری از زادگاه همواره باعث رنجش خاطر عبدالرضا بود.یکی از دوستان قدیمی عبدالرصا بنام "معتقدی" در این زمینه خاطره ی شنیدنی نقل میکند: ((..با هم در پارک دانشجو روی نیمکتی نشسته بودیم.مازیار که ظاهرا غم غربت بر دلش سنگینی میکرد ناگهان با صدای پرطنینش شروع کرد به خواندن آواز کتولی (یکی از آوازهای مقامی مازندران).هرلحظه بر برتعداد رهگذرانی که در برابر چشمان بهت زده ی من توقف مکیردند اضافه میشد.اوکه دیگر خودرا ازمکان جدا کرده بود بی توجه به جمعیت مقابلش همچنان ادامه میداد.در پایان این آواز, چیز جالبی که به چشم خورد چشمان خیس بسیاری از این رهگذران بود که آوازش را به تماشا نشسته بودند. یکی از این افراد ضمن تشکر از مازیار گفت:ما که چیزی از اشعار نمیفهمیم ولی هر چه که هست غم عجیبی است در صدایت مرد.))عبدالرضا برای دستیابی به اهدافش از هرفرصتی استفاده میکرد.مجالس و محافل هنری پاتوق هنرمندی هنرمندانه ی او بود.و بالاخره همه تلاشهای مازیار به بار نشست و در یکی از همین مجالس و محافل صدای عبدالرضا به گوش "جهانبخش پازوکی" میرسد.پازوکی با شنیدن صدای عبدالرضا دریافت که این صدا از آندسته صداهایی است که میتواند جای پای محکمی در موسیقی ایران از خودش بجا بگذارد.جهانبخش پازوکی در این زمینه یادآورمیشود که: ((در اولین برخوردی که بصورت اتفاقی با ایشان داشتم فهمیدم صدای بسیار بسیار پخته,قوی و پرتحریری دارد و می تواند یک صدای تازه و فرم جدیدی در خوانندگی ارائه بدهد.به ایشان پیشنهاد شروع کار حرفه ایی را دادم.))بدین ترتیب با پیشقدمی جهانبخش پازوکی و پیشنهاد همکاری به عبدالرضای جوان و شهرستانی امیدواریهای عبدالرضا درجهت دستیابی به اهدافش دوچندان می شود.برای شروع کار, اسم مستعار "مازیار" از سوی جهانبخش پازوکی به عبدالرضا پیشنهاد میشود و بدین ترتیب عبدالرضا با نام هنری مازیار پا در وادی حرفه ایی موسیقی پاپ میگذارد.اولین اثر مشترک این دو با نام "آرزوی فردا"(همه گفتن,همه رفتن,اما من/ با یه دنیا آرزو جاموندم..)با استقبال عمومی مواجه میشود.و با این حمایت مردمی, زوج هنری استاد پازوکی و مازیار شکل و شمایل استوارتری به خودش میگیرد.این زوج هنری همکاری شان را تا سالهای بعد ادامه می دهند که حاصلش شکل گیری ترانه های ماندگاری چون "ماهیگیر" و  "کبوتر" می شود. آثاری که پس از سی سال ازشکل گیری شان هنوز که هنوزه وقتی از رسانه ملی پخش میشوند مورد توجه عموم قرار میگیرند.البته مازیار همه فعالیتهای هنریش را محدود به همکاری با جهانبخش پازوکی نمیکند بلکه اعتبار و وجهه ی مازیار به او اجازه همکاری با موزیسینهایی چون صادق نجوکی,فرید زولاند,بابک بیات,محمد شمس,عمادرام,ناصرچشم آذر,تورج شعبانخانی را میدهد.از ویژگیهای مازیار تسلطش بر ردیفهای موسیقی ایرانی و نواهای مناطق شمالی ایران بوده که حتی ترانه ایی چون "من وشمع"(..من وشمع نیمه جان امشب بس که باریدیم شب به تنگ آمد..)با تلفیقی از گوشه های آواز ایرانی,تحریرهای موسیقی مقامی مازندرانی و شیوه خوانندگی پاپ شکل میگیرد."مهندس رامین فیروزفر" از دوستان مازیار و از نوازندگان و آهنگسازان برجسته ی خطه ی شمال دراین زمینه عنوان میکند: ((مازیار کاملا به ردیفهای آواز ایرانی و نواهای مقامی مناطق شمالی کشور آگاهی و گرایش داشت و آگاهانه وبا هوشمندی خاصی مانند یک کدبانو از آنها برای تزئین اثرش استقاده میکرد.))اماروزهای پرکار مازیار به سرآمد.سال 1357 همراه بود با انقلاب عظیم مردمی.هنرمندان موسیقی خواسته یا ناخواسته در برزخی از خواندن و نخواندن قرار گرفتند.عده ایی وجودشان را در خواندنشان دیدند و به همین منطور توانستند ترک وطن یکنند و آنسوی آبها شدند تکرار مکررات. اما عده ایی دیگر در عین سکوت توانستند وجودشان را ثابت بکنند بنابراین در وطن ماندند و همنفس با همین مردم برای اثبات حقانیت هنری خودشان دست به مبارزه زدند و بالاخره پیروز شدند تا بدین ترتیب نسل جدید هم توانستند صدای مردان بزرگی چون فرهاد..کوروش یغمایی...مازیار و..را بشنوند.در سال58و در اوضاع نامشخص موسیقایی کشور مازیار برای نشان دادن همراهی جامعه هنری با مردم و انقلاب مردمی ترانه ی بسیار زیبای شهید را بر روی آهنگی از مرحوم بابک بیات در سوگ شهیدان وطنش خواند.اما مجددا سکوتی ناخواسته بر مازیار تحمیل میشود.آیا مازیار توسط نهاد خاصی تحت فشار بود؟همسر مازیار در این زمینه عنوان میکند که: ((نخیر. رسما چیزی به او ابلاغ نشده بود.باتوجه به شرایط آنروزها برای کسانیکه قبل از انقلاب فعالیت داشتند بخصوص در زمینه موسیقی دوحالت بیشتر نداشت یا می بایست سکوت کنند و یا در غیر اینصورت برای ادامه فعالیت خود ناچار به خارج از کشور مهاجرت کنند.مازیار معتقدبودآثار ی که پیش از انقلاب تولید کرده بودکاملا قابل دفاع و ارزشمندندولزومی برترک کشور نمیدیدالبته از سوی همکارانش پیشنهادهای زیادی برای همکاری در خارج از کشور داشت ولی به دلیلی که از آن یادشد و همچنین علاقه ایی که به سرزمین مادری اش داشت حتی با اینکه شرایط برای اقامتش در خارج کشور فراهم بود تمایل به این کار نداشت.مازیار در دورانی که بحث اقامتمان در خارج از کشور مطرح بود به من میگفت که اگر هرهفته هوای بابل را استشمام نکنم می میرم.))"فرید زولاند" هم در جایگاهی از  تعلق خاطر مازیار به زادگاهش اینگونه یاد میکنه: ((...بعدها هم در تماس های تلفنی که با او داشتم به او پیشنهاد دادم که برای ادامه ی همکاری به خارج از کشور بیاید که بعلت تعلقاتش در ایران قبول نکرد.)). اگر این روزهای سکوت هیچ فایده کاری برای مازیار نداشت اما از ویژگیهای این روزها برای  مازیار آشناییش با خانم "افسانه سهایی" بود. همسر مازیار از اولبن آشناییش با مازیار اینگونه یادمیکند: ((من به صدایش علاقمند بودم و پیگیر کارهای او.اولین بار در سال57در مجلسی همراه با خانواده ام با ایشان آشنا شدم.بعدها متوجه شدم مازیار از لحاظ فردی هم خصوصیات برجسته ای دارد.او در اوج شهرت بی ادعا بود.آدم ساده,صادق و بی ریایی بود.به او ابراز علاقه کردم و خیلی زود یعنی در سال58 باهم ازدواج کردیم.))مازیار در همه ی این سالهای سکوت در درجه اول سعی میکرد تا از مقوله ی آواز و موسیقی دور نباشد به همین دلیل بصورت خیلی محدود به تدریس خصوصی ردیفهای آوزای ایرانی در منزل سرگرم بود اما هیچگاه از پی گیری مجوز آثارش ناامید نشد.همواره اصرار داشت تا با اخذ مجوزهای لازم از وزارت ارشاد فعالیتش را از سر بگیرد.مازیار میخواست قانونی بخواند.او هرچند در این مسیر مرارتهای فراوانی کشید,گاها مورد سواستفاده قرارگرفت و گاها سوتفاهماتی پیش آمده بود اما بلاخره توانست مجوز صدایش را بگیرد.او همانگونه که قاطعانه میگفت روزی خواننده معروفی میشود و شد قاطعانه میگفت بالاخره یکروز مجوز میگیرم و گرفت.همه چیز مهیا شده بود تا کارهای تازه ایی خلق بشوند.مازیار به همراه سعید محمدی مطلق وبر روی اشعاری از "ساعدباقری" برداشت آزمایشی برای کسب مجور به وزارت ارشاد ارائه میدهند و موفق به کسب مجوز میشوند.آقای "محمدی مطلق" در این زمینه اشاره دارند که: ((مازیار توسط یکی از دوستان با کارهای من آشناشد وقرار شد کارهای برای او بسازم که پس از ارائه ی آنها به ارشاد مجوز لازم را اخذ کنیم. باتوجه به مشکلاتی که کاست گل گندم برایش در ارشاد ایجادکرده بود خیلی نگران بود که شاید ارشاد از استودیو رفتن او برای ضبط نهایی کارهای پیش از اخذ مجوز اشکال بگیرد و برای همین اصرار داشت قبل از ضبط نهایی نسخه ایی آزمایشی با کلام ایشان و همراهی یک پیانو به وزارتخانه ارائه دهیم.پس از ارائه ی این نسخه مسئولین ارشاد حضور در استودیو رابرای مازیار که پیشتر ممنوع الصدا شده بود بلامانع دانستند. ))اما در آغاز مرحله ی ضبط نهایی بود که دست اجل به مازیار مهلت شکوفایی مجدد را نداد و در 16فرودین ماه1386 بود که مرحوم شدند, یعنی درست یکی دوماهی قبل از اینکه 45 ساله بشود.پس از مرگ نابهنگام مازیار آلبوم "کودک قرن" به پشتوانه ی نسخه آزمایشی آثار منتشر میشود.آقای محمدی مطلق توضیح میدهند: ((بعداز مرگ مازیار ما تمام سعی و تلاش خود را به کار بستیم تا با افزودن چندساز دیگر به همان نسخه آزمایشی کار را به لحاظ کیفیت به حدی برسانیم و آخرین یادگار زنده یاد مازیار را به دستداران هنر وی عرضه بکنیم.))


برداشت کوتاه:

* آهنگسازانی که طی این سالهای با مازیار کارکردند,صدای مازیار رو اینگونه توصیف میکنن.جهانبخش پازوکی: ((صدایش صدای خود مازیار بود.تحریرهای بسیار مطلوبی داشت.اوج صدای بسیار خوبی داشت یعنی نه آنطور بود که فریاد گوش خراشی شود و نه آنچنان که صدای پایینی داشته باشد.))استاد محمد نوری که خودش تو مسابقات دانش آموزی رتبه ی بسیار خوبی به او داده بود میگه: ((مازیار با اینکه مدرسه ی صدا را نگذارنده بود ولی صدایش لطافتها و ظرافتهایی داشت که آنرا بسیار دوت داشتنی می نمود.)).ناصرچشم آذر که احدودای سال 54/55 ضمن اجرای اولین اثرش باهم آشنا شده بودند میگه: ((ازنظرجنس و تنالیته ی صدا,صدای گرم  و دوست داشتنی و دلنشینی داشت.از تکیک صدای خوبی برخوردار بودو از لحاظ وسعت صدا تا آنجایی که من با ایشان کار کردم حداقل یک اوکتاو و نیم را می خواندندو از «دسته خوانندگانی بودند که صدای بالا را بسیار خوب ادا واجرا میکردند.)).صادق نجوکی یکی دیگه از آهنگسازانی که با مازیار کار کرده بود اضافه میکنه: ((صدای مازیار به اندازه ی کافی دارای بیس بود.علاوه بر نتهای پایین نتهای بالاتر را هم به خوبی اجرا میکرد.صدایش از قدرت و بعد زیادی برخوردار بود.از دیگر ویژگیهای او این بود که بخاطر مازندرانی بودنش لرزشی در صدایش داشت که این لرزش را در اجرای اغلب کارهایش به زیبایی نمایان بود.)).تورج شعبانخانی که از موزیسینهای بنام پاپ کشور بودند و هستند صدای مازیار رو اینگونه توصیف میکنه: ((صدای مازیار یک صدای کاملا مخملی بودو خود او هم در خوانندگی جا افتاده و مسلط بودودر بین خواننده های آن دوره کلاس خاصی داشت.))** یکی از آثار زیبا و بیادماندنی مازیار ترانه ایران ایران هستش که بازخوانیهایی هم داشته.حسین زمان از خواننده های نسل جدید پاپ کشور هم تو آخرین کاستش بنام قصه نگفته این اثر زیبا رو بارخوانی کرده.حسین زمان تو مصاحبه های مختلفی بر تاثیر روحی این آهنگ بر خودش اشاره میکنه که موجب میشه تحصیلاتش رو تو آمریکا رها بکنه و بره به جبهه.هرچند که گلایه های وجود داره که زمان بدون اجازه خانواده مازیار این اثر رو بازخونی کرد.

*** حدود یک سال پس از صادر شدن مجوز و انتشار آلبوم ماهیگیر، کاست دیگری با صدای مرحوم مازیار منتشر شد. این آلبوم که کبوتر نام دارد، در حقیقت دومین مجموعه از آثار مازیار (عبدالرضا کیانی نژاد) است که پس از انقلاب، اجازه انتشار نیافته بود؛ آلبوم های بوی گندم و کودک قرن (که ضبط استودیویی نداشت و پس از مرگ خواننده منتشر شد) از جمله کارهای پس از انقلاب این هنرمند به شمار می آیند، و حالا با به بازار آمدن ماهیگیر و کبوتر، تنها یک آلبوم مازیار در دست رس علاقه مندان قرار نگرفته است تنهایی، که به گفته نزدیکان شرکت ناشر آثار مازیار، آن هم به زودی در می آید. شرکت پژواک هنر به مدیریت سعید عزیزی (موزیسین و همسر غزل، دختر مازیار) نشر این آثار را بر عهده دارد؛ نکته ای که باعث شده نظرات ناشر به آسانی در این کارها اعمال شود.

**** اما ترانه ماهیگیر از زیباترین آثار مرحوم مازیار بوده که تحلیل یکی از سایتهای مرتبط با صداوسیما براین ترانه جالب به نظر میرسه:" این قطعه مضمونی معترضانه داشته و شاعر با خلق تصویری بدیع و نمادین صیادی را نکوهش می کند که با بالا و پایین کردن قلاب صیادی، ماهیان را به طرف طعمه خویش کشانده و آن ها را صید می کند. دنیای زیبای بچه ماهی های کنجکاو را از بین برده و آنان را با دهانی زخمی به کام مرگ می کشاند. این قطعه در زمان ستم شاهی ساخته و پرداخته شده است که گویای اعتراض شاعر و خواننده نسبت به ظلم های آن زمان است. موسیقی دل سوز و غمگین کلام را همراهی می نماید و خواننده که صدایی حزن انگیز و منحصر به فرد دارد در اجرای خویش تبلور غم مظلومیت ها را در شعر و موسیقی بطور تأثیرگذاری بیان کرده و ذهن شنونده را درگیر اندوه و رنج های موجود می نماید. در این اثر شاعر و آهنگساز به زیبایی پیام خود را که انزجار مردم ستم دیدة آن دوران از آن فضای پر از محدودیت است به گوش آنها که باید بشنوند رسانده اند"


منابع:

مجله چشمه توسعه بابل

خبرنگاران صلح

عکسخانه(جوادبیزنی)

و.....


دانلود قسمتی از ویدئوی قدیمی ماهیگیر با اجرای مازیار

دانلود ترانه های مازیار

وبلاگی برای مرحوم مازیار 


از وبلاگ بهارنارنج وبا موضوع صدای ماندگار بخوانید:

هتل کالیفرنیا

یک فنجان دیگر بایوسف اسلام بنوشید.

واومتولدشد..

دسته ها :
جمعه بیست و نهم 6 1387
X